توسعه ملی
در بیانیه هزاره آمده است که اهداف توسعه هزاره معیارهای پیشرفت به سوی توسعه، صلح و حقوق بشر هستند که براساس ارزشهای بنیادین خاص که برای روابط بین المللی در قرن 21 ضروری است، پایهگذاری شده اند. این ارزشها عبارتند از: آزادی، برابری، وحدت، تحمل، احترام به طبیعت و تشریک مسوولیتها.
از این منظر، تاکید شده است، مردان و زنان حق دارند که به شیوه دلخواه خود زندگی کنند و فرزندان خود را با کرامت، فارغ از گرسنگی و بدون ترس از خشونت، سرکوب یا بی عدالتی، بزرگ کنند. حاکمیت دموکراتیک و مشارکتی براساس اراده مردم بهترین راه تحقق این حقوق است؛ همچنین افراد بشر باید به همه اعتقادات، فرهنگها و زبان به یکدیگر احترام بگذارند. نباید از تفاوتهای موجود میان جوامع ترسید و یا آنها را سرکوب کرد، بلکه باید از آن به عنوان یکی از سرمایههای انسانی استقبال کرد.(۷۸)
به بیان دیگر، میتوان عنوان کرد که توسعه ملی بدون عنایت به هویت ملی مقدور نیست. بدون شکل گیری و حیات یک مای جمعی و هویت ملی، نمیتوان گامهایی به پیش برداشت. این، هویت ملی است که شاکلهای به نام کشور متحد به وجود میآورد و بنیان یک ملت را توجیه میکند. هویت ملی است که میتواند شور، نشاط، اراده، باور، شخصیت و انباشت تجربه ملی را برای توسعه پدید آورد.
هویت ملی که میتواند منافع ملی و توسعه بومیرا حمایت و محقق کند، از منظری، حاصل رابطه متقابل دو عامل ایده خلاق و فرهنگ جامعه است. به عقیده برخی صاحب نظران، چنانچه تفکر خلاق در یک جامعه تولید شود و با فرهنگ جامعه (شامل آداب و رسوم و باورها و اشکال و مناسک) آمیخته شود میتواند هویتی جدید و سیال را به وجود آورد که نه تنها پشتوانه توسعه ملی باشد بلکه با ویژگیهای جهان مدرن و مقتضیات روز نیز همخوانی داشته باشد. بدیهی است که هویت ملی با گذشته در ارتباط است؛ هیچ ملتی نمیتواند تاریخ خود را منقطع کند. گفتنی است، غرب نیز با یافتن مای جمعی جدید پس از رنسانس، به دوره جدید پا گذاشت.(۷۹)
باید افزود، بسته به این که شاخصها و متغیرهای مربوط به قانون رشد از بیرون یا از درون جامعه انتخاب شده باشند، نوع توسعه مربوط به آن برون زا یا درون زا خوانده میشود. از این منظر، انتخاب توسعه درون زا به معنی نفی هر کمکی از خارج نیست. در توسعه درون زا سعی بر این است که از حداکثر پویایی درونی جامعه استفاده شود. بنابراین شناخت زمینههای اجتماعی و شاخصها و متغیرهایی از جامعه که به هر علت، از توانایی رشد بالقوه برخوردارند، پراهمیت است.(۸۰)
باید تاکید کرد که در الگوی توسعه درون زا بر خلاف الگوی توسعه برون زا، نخست به تولید اندیشیده میشود و بعد به مصرف.
زنده یاد محمد مختاری معتقد بود: «سیاستها و برنامههایی که درون زا و ملی و بومینباشد و به نهادی کردن ارزشها و روشهای مدرن گرایش نداشته باشد و نیازها و اقتضاهای جامعه را در نظر نگیرد و تنها الزامهای بینالمللی اقتصاد و سیاست، وضع آن را تعیین کند، ساز و کار خود را نیز از پویایی جامعه نمیگیرد. به عقیده او پرهیز از توسعه درون زا، جامعه را در محتوای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود، همچنان تابع یا دستخوش ارزشها، نهادها و روشهای سنتی نگه میدارد.»
حسین عظیمی، با تاکید بر لزوم توجه به هویت مستقل فرهنگی در بحثهای توسعه اظهار میکند: «فرهنگ به معنی مجموعهای از آرا و عقاید است، مشروط بر این که دارای دو ویژگی و مشخصهء اصلی باشد: مورد قبول و پذیرش اکثریت مردم جامعه باشد و پذیرش این آراء و عقاید الزاماْ در گرو اقناع کردن یا شدن در یک بحث و بررسی علمینباشد.» او تاکید میکند: «فرهنگ، پایهء رفتارهای انسانی محسوب میشود. بنابراین بخش قابل توجهی از توسعه نیز بر این بنیان استوار است.» به عقیدهء عظیمی، توسعه الزاماْ نیازمند هویت مستقل فرهنگی است. او تاکید میکند:«هیچ کشوری بدون داشتن هویت مستقل فرهنگی، توسعه پیدا نکرده است.»(۸۲)
مهدی بازرگان نیز در آرای خود، ضمن تاکید بر این نکته که استقلال، تنها جنبهء سیاسی ندارد و جنبههای اقتصادی و فرهنگی را نیز شامل میشود، میگوید: «مملکت قبل از استقلال سیاسی باید استقلال اقتصادی و مخصوصائ استقلال فکری و روحی داشته باشد. مادامیکه یک ملت، استقلال فکری و روحی ندارد، محال است که به استقلالهای دیگر برسد.»(۸۳) به بیان دیگر، وی نیز توسعه را متکی بر فرهنگ بومی و هویت ملی همه جانبه و محقق میداند.
نکتهء دیگر، توجه به این مهم است که در روند توسعه، نباید به از خود بیگانگی آحاد جامعه دامن زند. اینچنین میتوان از عوارض منفی توسعه کاست.(۸۴)
عظیمیاز جمله محورهای اصلی استراتژی مطلوب توسعهء ملی و توسعهء درون زا و بومی، موارد زیر را مورد اشاره قرار میدهد :
- اعتقاد به برابری و آزادی انسانها
- اعتقاد به رعایت حقوق دیگران
- اعتقاد به ارزش و تقدس کار و نظم پذیری جمعی
- اعتقاد به لزوم مشارکت فعال اقشار گوناگون و وسیع جامعه در تصمیم گیریها
گفتنی است که به نظر نمیرسد هیچ یک از باورهای مزبور، مباینتی با مبانی دینی و نظام جمهوری اسلامیایران داشته باشد. در عین حال اساس بحث، باز سازی و نوسازی و نوسازی و توسعه در چارچوب حفظ هویت مستقل ملی است.(۸۵)
نتیجه گیری و تحلیل نهایی
به اجمال و با عنایت به مجموعهء مطالب عنوان شده در این مقاله ( به ویژه مفاهیم توسعه، فرهنگ بومی، هویت ملی، ملیت و توسعهء انسانی پایدار و درون زا) به نظر میرسد بتوان نتیجهگیری کرد که توسعهء انسانی پایدار در ایران بدون توجه به فرهنگ و هویت ملی، بدون فراهم آوردن آزادی و امنیت و مشارکت همهء شهروندان، بدون عنایت به عنصر ملیت، موفق و ماندگار نخواهد بود. هرگونه کپی برداری صرف از غرب، بی توجهی به عناصر تشکیل دهندهء هویت ایرانی (مذهب، فرهنگ، زبان، پیشینهء تاریخی و... ) و ما ی جمعی ایرانیان و نیز عدم بسیج کلیهء منابع و نیروهای انسانی- صرف نظر از عقیده و باورهایشان- حداکثر منجر به رشد و پیشرفت مقطعی خواهد شد که پایا و پویا نخواهد بود. آنچنان که آمارتیاسن نیز مورد تاکید قرار داده است، توسعه در ایران هنگامی انسانی و پایدار خواهد بود که آزادی را به مثابهء مفهوم اصلی و کلید واژهء عمده، مدنظر قرار دهد. این چنین، همهء سرمایههای انسانی در ایران با هویتی ملی و واحد (ایرانی) به مشارکت در امر توسعه علاقهمند و در آن، با فرصتهای برابر فعال خواهند شد. از آن پس و آن گونه که دکتر شریعتی تبیین میکند، میتوان با اتکا و تکیه بر هویت ملی و خویشتن ترکیبی ایرانی، به اقتباس و انتخاب از غرب پرداخت و عناصر همخوان ومفید آن را استخدام کرد و برگزید.اینچنین، توسعهای درون زا متکی بر هویت مستقل فرهنگی و هویت ملی ایرانی شکل خواهد گرفت که نه تنها به معنای دقیق کلمه، توسعهای انسانی را محقق خواهد کرد بلکه پایدار خواهد بود و در عصر جهانی شدن، حداکثر منافع ملی ایران را تامین خواهد کرد.
پایان
پی نوشت:
(۷۸ گزارش توسعه انسانی، ص 50
(۷۹ مصدق، دولت ملی و کودتا، صص 431- 428
(۸۰ ایران 1427، ص 214
(۸۱ دفع و نفی روشنفکران، ص 25
(۸۲ مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران، صص 187- 180
(۸۳ مقالات اجتماعی و فنی، صص 400 و 401
(۸۴ توسعهء ایران، ص 237
(۸۵ مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران، ص 52
|