دهم مهر ماه ، سالروز "جشن مهرگان"است. جشن مهرگان به مدت پنج روز از شانزدهم تا بیست ویکم مهر برگزار می گردیده است که این تاریخ بر طبق تقویم های خورشیدی مصادف می شود با دهم تا پانزدهم مهر. بر اساس تقویم زرتشتی، شانزدهم مهرماه، جشن مهرگان مراسم تولد فرشته «مهر» است. مهر به معنای فروغ خورشید، مهربانی ودوستی است. نام اصلی مهرگان نیز، "متراکانا" یعنی "متعلق به مهر" بوده است. ابوریحان بیرونی میگوید" : گویند مهر، نام خورشید است و در چنین روزی پدیدار گشته، از اینرو، نام مهرگان را به او نسبت دادهاند".
جشن مهرگان در روز اول که "مهرگان" نام داشته از جنبه ای دینی برخوردار بوده است؛ البته نباید جنبه نجومی این جشن بزرگ را به فراموشی سپرد که در واقع به دلیل اعتدال پاییزی وفرا رسیدن فصل برداشت کشاورزان بوده است. گفتنی است، این مراسم پیش از ظهور زرتشت وجود داشته است. در واقع، پیشینه ی جشن مهرگان به اندازهی قدمت ایزدش،" میترا " است؛ میترا نمادی برای پیمان و سخن راست ودرست کرداری است. ایرانیان معتقد بودند که پایبند بودن به عهد و پیمان، اساس تمام زندگی نظام یافته در کیهان، دین وجامعه است. به عقیده ی آنان، با مراعات "پیمان"، مردمان با هم پیوستگی می یابند و ریشه دروغ وتزویر و ریا خشک می گردد. هنوز دعای داریوش برسنگ نبشته های تخت جمشید است که گفته بود: "خداوندا، این کشور را از دشمنی، خشکسالی ودروغ محفوظ بدار". آریاییها ایران را سرزمین پیمان می دانستند وفقط جنگ با کشورهای پیمان شکن را مباح می دانستند. مهر همچنین نمادی برای عدل وداد بوده است. آرزوی احقاق عدالت از دیرباز بر زندگی مردم ایران سایه افکنده وبینش وجهان بینی آنها را متاثر کرده بود. آریاییها معتقد بودند که مهر دارای هزار چشم و هزار گوش است و هیچ خطا وگناهی از دید او مخفی نمی ماند. نکته جالب توجه آن که معاد، رکن اساسی در جهان بینی آنان بوده است. بسیاری از|ژوهشگران معتقدند، اعتقاد ایرانیان به زندگی پس از مرگ بر عقاید شرق (آیین های هندی وبودایی) و غرب (آیین های یهودی ومسیحی) تاثیر گذاشته است؛ آنها تمایل به اعتقاد بر جاودانگی را تنها نویدی جهت پاداش اخروی نمی دانستند بلکه اولین دلیل آنها برای زندگی پس از مرگ این بوده است که چون خداوند خالق انسان وجهان است و جهان را هدفمند آفریده است، پس نیستی و پوچی در قاموس او جایی ندارد.
مهرگان عامه به دلیل تولد ایزد مهر جشن گرفته می شده است و مهرگان خاصه به سبب بزرگداشت پیروزی فریدون بر ضحاک یا عدل بر داد. آورده اند که زرتشت، ایرانیان را امر کرد که که باید مهرگان و رام روز را به یک اندازه محترم بدارند و عید بگیرند.
از نظر تاریخی، در مهرگان پایههای سلطنت ضحاک ماردوش که ماران شانههایش از مغز جوانان خورش میکردند ، با فریاد دادخواهی آهنگری کاوه نام، لرزیدن گرفت و با افراشته شدن درفش کاویانی و خیزش ایرانیان به رهبری فریدون، هزار سال ستم و بیداد ضحاک به پایان رسید؛ شاید این که بیشتر تاریخنویسان بر مردمیبودن این جشن قلم میزنند، به این سبب است که مهرگان یادآور پیروزی بر بیداد و ستم زمانه بوده است.
در شاهنامه فردوسی آمده است:
فریدون چو شد بر جهان کامگار / ندانست جز خویشتن شهریار/
به روز خجسته سر مهر ماه/ به سر برنهاد آن کیانی کلاه/
کنون یادگارست از او ماه مهر/ به کوش و به رنج ایچ منمای چهر/
ابوریحان بیرونی نیز میآورد:" در روز مهرگان فرشتگان به یاری کاوهی آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد و مردمان را از گزند او برهانید".
در دوران هخامنشیان که توجه به مهر در اوج خود بود ، جشن مهرگان با شکوه تمام برگزار می شد. این جشن در دوره ساسانی به مراتب با شکوه تر از دوره های قبل انجام می گردید. در سلسله های غزنویان و سامانیان هم مراسم جشن مهرگان با شکوه برگزار می شد. گفتنی است، این آیین ملی تا روزگار ابوریحان بیرونی - و حتی بعد از آن- به طور مفصل در سراسر ایران و همپای نوروز برگزار می شد. ابو مسلم خراسانی، برمکیان و دولت مردان عباسیان نیز در گرفتن جشن مهرگان پافشاری داشتند. اما با ورود مغولان و گسترش تصوف و گوشه نشینی، به تدریج جشن های ملی از یادها رفت. در دوره صفویه هم که اساس حکومت مذهبی بود، این جشن بیش از پیش، از رونق افتاد. پادشاهان صفوی که جشن مهرگان را به زرتشتیان نسبت می دادند، با آن به مخالفت پرداختند. این وضع حتی در دوره قاجاریه هم ادامه یافت.
مهرگان جشن مهرورزی اصیل ایرانیان است؛ متاسفانه از این آیین ملی - که همانند نوروز به تک تک ایرانیان تعلق دارد - امروزه جز در میان زرتشتیان اثری باقی نمانده است.
|