صرصر «به یاد شادروان علی اردلان»
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی

خودش تایپ میکنه Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 15 مرداد ماه سال 1386
مشروطه ی ما - مرتضی کاظمیان

نیمه ی امرداد ماه ؛ حالا دیگر بیش از یک قرن از مشروطه خواهی ما ایرانیان می گذرد؛ افزون بر یکصد سال از طرح و بسط آموزه های مشروطیت ، و آن همه تلاش و هزینه ی مادی و معنوی و انسانی سپری میشود...

 

انقلاب مشروطه ، بی تردید، به مثابه ی یکی از نقاط عطف تاریخ تحولات سیاسی معاصر ایران ، و  به عنوان محور تحولات اجتماعی این مرز و بوم در عصر قاجار قابل تامل و ارزیابی است.  زمانی (در عهد قاجار) میرزا علی، معاون وزارت خارجه ایران، در نامه ای به وزیر مختار بریتانیا در تهران، دعاوی حکومت مطلقه ی شاهان قاجار را چنین توضیح داده بود:" شاهنشاه ایران تا آنجا که در یادها مانده یا به حافظه ی تاریخ سپرده شده ، همیشه نسبت به اتباع خویش حاکم مطلق العنان بوده، بر جان، مال، عرض، ناموس، املاک، و خواسته هایشان اختیار مطلق دارد... کسی یارای نافرمانی یا زیر سئوال بردن فرمان او را ندارد..."

و در برابر استبداد مطلقه و دربار ، نیروهای اجتماعی متکثر و گوناگونی (از روحانیان و بازاریان تا روشنفکران و روزنامه نگاران ، و از پیشه وران و صنعتگران تا دکان داران خرده پا و حاشیه نشینان شهرها) با نقطه عزیمت های متفاوت و با انگیزه ها و پروژه ها و اهداف متمایز، معترض و بسیج و موتلف شدند، تا مشروطه ی ما ایرانیان نیز، اگرچه برای کوتاه مدتی، به ثمر نشست. مشروطه، خاستگاه "دولت مدرن" و نقطه ی آغازین تکوین آن برای ما شد؛ مفاهیم و مضامینی چون قانون، عدالتخانه، مجلس، حکومت مشروطه، و حقوق "ملت" طرح گردید و بسط  یافت، و این همه، در دیاری که افزون بر دو سوم ساکنانش بی سواد و نیز غیر شهرنشین بودند، کم تکانی و کوچک اتفاقی نبود.

 

 و از آن هنگام،افزون بر یکصد سال سپری شد...و ما، اکنون در کجای تاریخ ایران زمین ایستاده ایم؟ به دشواری می توان روند طی شده تاکنون را بی حاصل دانست ، یا وضع این چند دهه را چون گشتن بر یک دایره ی تکراری ارزیابی نمود؛ این سخن البته به این معنا نیست که از کنار نقدهای نظری متعدد – که گاه به شدت مبنایی و اساسی به نظر میرسد- صرف نظر کنیم و بی تاملی در خور، در گذریم... با وجود این، گمان نگارنده بر این است که هرچند ما، هنوز و هنوز، در پی عدالتخانه ای هستیم که با استانداردهای روشنفکران و وضع مطلوب در فاصله است؛ یا همچنان بر حاکمیت حقیقی و تمام و کمال قانون و تکوین پارلمانی  با حضور همه ی دیدگاه ها و جریانهای فکری – سیاسی پا می فشاریم؛ یا حاکمیت ملت و گسترش و تعمیق آزادی ها را می جوییم؛ و ... اما این جمله ، به معنای قرار داشتن در نقطه ی صفر نیست. آنچنان که میان استبداد ، سلطنت مشروطه ، دموکراسی صوری و شبه دموکراسی، تفاوتها کم نیست...

 

 نه کوشش های سید جمال ها و میرزا ملکم خان ها و مستشار الدوله ها ، و نه جان های ملک المتکلمین ها و ستارخان ها و صور اسرافیل ها بی حاصل بوده و شده است ؛ نه آن همه مجاهدت در راه آزادی وطن، و مبارزه با استبداد و خودکامگی، و تامین حقوق ملت، بی نتیجه و رها ، مانده است؛ نه آن همه پرسش های کلیدی طرح شده و مضامین زیر بنایی عنوان شده ، بی ارزش  بوده و هست و  نه...

 

از دل همین کوششهای تاریخی طولانی مدت ، و در پی همین پیگیریها ی مستمر ، و از میان این همه تلاش فکری و  هزینه ی مادی و اسانی است که فرایند تشکیل ملت – دولت ، هر چند با دشواریهای فراوان ، طی شده است ؛ و در همین روند است که کاستی ها و نقاط ضعف و ابهام ها و پرسش ها، آشکار میگردند؛ راه های نو، خود می نمایند ؛ و  پاسخ ها جامع تر ، عمیق تر و دقیق تر می شوند.

 

بیش از یک صد سال از مشروطه ی ما ایرانیان سپری می شود؛ ما به گونه ای محسوس از نقطه ی نخست (نهضت مشروطه) فاصله گرفته ایم؛ و این ادعا ، هرگز به معنای نفی پاره ای پرسش های بر زمین مانده یا مشکلات و کاستی ها ی همچنان زنده و موانع مزاحم پیشبرد مطالبات حداکثری ایرانیان از مشروطه به این سو ، نیست. آن گوهر گرانقدر به قدر لازم ارزش پیگیری مستدام دارد؛ مشروطه ی ما با کوله باری از آموزه و تجربه، شایسته ی نقد مستمر و  تعقیب، و در خور بذل اندیشه و وقت و هزینه است...      

 


   1      2      3      4      5      6    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 240623


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها